صفحه اصلیگزارش آماریکتابخانه های مرکزیراهنماورود
رکورد قبلیرکورد بعدی
سرشناسه : اسلام، دانه
عنوان اصلی : مقایسه ای بین اثرات درمان یک برنامه ترکیبی از تکلیف محور و بوبات با برنامه تکلیف محور به تنهایی بر روی عملکرد اندام فوقانی درگیر بیمار سکته مغزی
عنوان اصلی به زبان ديگر : A comparison between the effects of Task-Oriented Training combined with Bobath program and Task-Oriented Training alone on the function of upper extremity in post-stroke hemiparesis patients
پژوهشگر : دانه اسلام
استاد راهنما : شهره نوری‌زاده دهکردی
استاد مشاور : مهدی دادگو
مقطع تحصیلی : کارشناسی ارشد
رشته تحصیلی : فیزیوتراپی
تاریخ دفاع : ۱۳۹۶
دانشگاه/ دانشکده : علوم پزشکی ایران
صفحه شمار : ‮‭۷۴‬ ص.‬:مصور +پیوست
چکيده : پس از سکته مغزی عملکرد اندام فوقانی مختل می شود و در اغلب موارد ناتوانی ناشی از آن به صورت دائمی باقی می ماند . فلج دست بطور حاد در87 ٪ از تمام بازماندگان سکته مغزی اتفاق می افتد .سه ماه پس از سکته مغزی، 5٪ تا20 ٪ از بازماندگان دارای عملکرد نرمال فوقانی اندام هستند و 55٪ تا 75٪ از بازماندگان سکته مغزی، ناتوان از انجام فعالیت های زندگی روزمره (ADL) هستند. شایعترین نگرش های توانبخشی که برای درمان فلج نیمه بدن بعد از سکته مغزی مورد استفاده قرار میگیرند نگرش های تکلیف محور و بوبت هستند. هدف از این مطالعه مقایسه اثرات درمان یک برنامه ترکیبی از تکلیف محور و بوبات با برنامه ای تکلیف محور به تنهایی بر روی عملکرد اندام فوقانی درگیر بیمار سکته مغزی بود.مواد و روش ها 16 :بیمار دچار همی پارزی بعداز سکته مغزی بطور تصادفی در دو گروه: مداخله و کنترل قرار گرفتند. معیار های ورود عبارت بودند از اولین ابتال به همی پارزی یکطرفه بعد از سکته مغزی ،گذشتن زمان بین 0 تا 60 ماه از سکته, کسب نمره مساوی یا بیشتر از 3 از مراحل بهبود حرکت دست برونستروم. اگر افراد آسیب قبلی، بیماری، هر بیماری عصبی همراه و یا مبتال به بیماری هایی یا غفلت از یکطرف بدن داشتند از مطالعه خارج می شدند. به گروه مداخله درمان ترکیبی از تکلیف محور و بوبات داده شد و گروه کنترل درمان تکلیف محور تنها داده شد. هر دو گروه به مدت 5 هفته، هفته ای 3 روز، هر جلسه 12 دقیقه درمان دریافت کردند.سنجش پیامدها: پیامدهای اصلی در این تحقیق: ازمون فوگل میر، ازمون عملکرد حرکتی وولف، شاخص پارتل و ازمون قدرت گریپ.نتایج: در این تحقیق از ازمون تی ساده و ارزیابی های مکرره آنووا برای مقایسه ای پیامدهای عملکرد اندام فوقانی درون و بیرون گروهای مداخله و کنترل استفاده شد.نتایج نشان داد که آگرچه هر کدام از این برنامه ها ترکیبی و تکلیف محور باعث بهبودی در عملکردی اندام فوقانی سمت مبتال شدند. اما در مقایسه با یک دیگر هیج اولویت نسبت به هم نداشتند. 109نتیجه: از آنجا که بیماران سکته ای مغزی تفاوت های زیادی از نظر جسمانی، شتاختی، گفتاری وشدت اختالالت با یکدیگر از نظر سبک یادگیری دارند، یک نگرش یا برنامه تنهایی نمی توانند برای همه افراد درهر مرحله از بهبودی سکته مؤثر باشد.
: Upper extremity function is one of the important factors that are affected by stroke and it often remains as a permanent disability. Paralysis of the hand occurs acutely in up to 87% of all stroke survivors .Three months after stroke, 5% to 20% of survivors have normal upper limb function, 55% to 75% of stroke survivors having significant constant deficits in performing activities of daily living (ADL). A common rehabilitation approach specifically developed for hemiparesis post stroke are: Task Oriented Training and Bobath program. The aim of this study was to comparison between the effects of Task-Oriented Training combined with Bobath program and Task-Oriented Training alone on the function of affected upper extremity in post-stroke hemiparesis patients.Methods: sixteen patients with hemiparesis due to stroke were allocated randomly to either an intervention A or intervention B groups. Individuals participated in this study if they had first unilateral hemiparesis following stroke ranging between 2-12 months, Motor recovery of hand Brunnstrom stages ≥ 3, score of spasticity of the elbow flexors ≤ 3 based on the Modified Ashworth Scale (MAS). Patients was excluded if they had previous injury, any co-morbid neurological disease and Hemineglect phenomena. The intervention A group received combination of Task-Oriented Training with Bobath program and intervention B group received a Task-Oriented Training alone for 60 minutes 3 day in a week for 5 weeks.Outcome measures: Main measures included the Fugl Meyer Test, Wolf Motor Function Test, Barthel Index and Hand Strength Test.Results: We used Simple t-test and repeated measure ANOVA to compare functional measure of upper limb within and between groups. Our results indicated that although each of combination and TOT programs showed comparable improvements in functional measures of the affected upper limb, no one of them has priority over another in improving upper limb function VConclusion: Since stroke patients vary vastly on factors such as physical, cognitive, speech, and severity of impairments, also due to difference in learning styles, it cannot be assumed that one approach will be more operative than others for all individuals at every stage of their recovery.
موضوع : سکته مغزی
: Stroke
: توان‌‌بخشی
: Rehabilitation
: فلج یک طرفه
: Hemiplegia
: فیزیولوژی
: Physiology
: نتیجه درمان
: Treatment Outcome
: روش درمان ترکیبی
: ‏ Combined Modality Therapy

ارسال پیغام

آمار سامانه

تعداد دانشگاه ها :63
تعداد پایان نامه ها:315666
آخرین بروزرسانی:۱۴۰۰/۰۲/۲۱
کاربران آنلاین:1104
بازدید امروز:8467
بازدید کل:6675685

تماس با ما

شهرک قدس، بلوار فرحزادی، بلوار ایوانک، ساختمان مرکزی وزارت بهداشت، درمان وآموزش پزشکی، بلوک A، طبقه ۱۳، معاونت تحقیقات و فناوری ، مرکز توسعه وهماهنگی اطلاعات وانتشارات علمی، گروه اطلاع رسانی پزشکی

تلفن تماس: 81454318-021

توجه

کلیه حقوق این وب سایت و مطالب آن متعلق به مرکز توسعه و هماهنگی اطلاعات و انتشارات علمی معاونت تحقیقات و فناوری وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی بوده و هر استفاده از مطالب آن با ذکر منبع بلامانع است

DEVELOPED BY PARSAZARAKHSH
COPYRIGHT BY THESIS.RESEARCH.AC.IR ALL RIGHT RESERVED, IRAN, TEHRAN